هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

638

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

از آن‌جا است : سلطان عارفان ، ابو يزيد طيفور بن عيسى بسطامى . « 1 » پس از آن گويد : وفات بايزيد در سنه 316 [ ه . ق . ] واقع شده و شخصى صوفى ذكر كرد كه هرگاه كسى در مشهد بايزيد خسبد ، چون بيدار شود ، خود را در خارج مشهد يابد ؛ و اللّه اعلم « 2 » . حكومت شاهرود و بسطام با محمد خان بهاء السلطنه « 3 » است . در شاهرود 2 روز اقامت شد . شب يك‌شنبه ، غره « 4 » شوال 1300 [ ه . ق . ] [ ارميا ] از شاهرود روانهء ميامى شديم . 11 فرسخ مسافت است ؛ اگرچه كرايهء چارى را 12 فرسخ مىگيرند . راهى كه طى مىشود ، يكى از سمت ارميا « 5 » است ، كه از دامنهء جبال جنوبى

--> ( 1 ) . بايزيد بسطامى ، طيفور بن عيسى بن سروشان ، ملقب به سلطان العارفين ، از شگفتىهاى تاريخ تصوف ايران و اسلام است . اصل او از اسفراين و ساكن بسطام بود . پس از مدت‌ها سياحت و رياضت كشيدن به بسطام بازآمد و بيشتر عمر خود را در آن‌جا گذرانيد و در سال 261 ه . ق . در همان‌جا درگذشت . مقبره‌اش امروز از زيارتگاههاى معروف دراويش و صوفيان است . وى معتقد به وحدت وجود و قائل به فنا بود و پيروانش را « طيفوريه » يا « بسطاميه » مىگويند . از سلاطين سبعه به شمار مىرود . ( آتشكده آذر ، 1 / 257 - 258 ؛ ترجمه رساله قشيريه ، 38 - 39 ؛ تذكرة الاولياء ، 1 / 134 - 179 ؛ جستجو در تصوف ، 35 - 46 ؛ حلية الاولياء ، 10 / 33 - 42 ؛ ريحانة الادب ، 7 / 309 - 313 ) . ( 2 ) . آثار البلاد و اخبار العباد ، 2 / 32 - 34 . ( 3 ) . محمد خان بهاء السلطنه ، از رجال عصر ناصرى . ( المآثر و الآثار ، 312 ؛ القاب رجال دوره قاجاريه ، 51 ) ( 4 ) . اول . ( 5 ) . ارميا يا ارميان ( Armiyan ) روستايى است از توابع بخش بيارجمند شهرستان شاهرود ، در دامنهء شمالى كوه ارميان ، در 40 كيلومترى شاهرود ، كه از دوران باستان يهودىنشين بوده است . « ارميان ده‌آباد باصفاى خوبى است . آبش گوارا و سردسير است . باغات زياد و زراعت خوبى دارد . از توابع بسطام است . همه قسم فواكه دارند . اين آبادى در ميان دره واقع است . در دامن تلى چنارى است . معلوم مىشود كه يك چنار بوده است . او را بريده‌اند . حال از يك ريشه شاخه‌هاى متعدد روييده است . 8 شاخه بزرگ دارد كه به هم متصل‌اند . هريك درخت بسيار عظيمى است . دور اصل ريشهء اين درخت را كه از خاك خارج شده است و از او شاخه‌ها رسته ، خود پيمودم ، 60 ذرع است . البته دايرهء شاخه‌هاى او را كه سايه بر زمين افكنده‌اند ، اگر تحديد كنند ، متجاوز از 500 ذرع مىشود . نهر آبى هم از پهلوى اين چنار مىگذرد . در ميان دل و توى شاخه‌هاى چنار علامت قبر و صندوقى است . مىگويند مدفن ارمياى نبى است و اين ده موسوم به اوست . » ( سفرنامه سيف الدوله ، 296 - 297 ) .